سلام دوستان بالاخره امدم . خوبید ؟؟
a r m i n m u s i c
سلام دوستان بالاخره امدم . خوبید ؟؟
بزودی قراره وبلاگو بازسازی کنم و طراحی و مطالب جالبی بزارم، این وبلاگ مخصوص موسیقی و گیتاره که بزوودی مطالب جدید و جالبی قرار بدم. حتما یکی از طررفدارای وبلاگم میشید.
فراموشم نکنید
فعلا . . . خدا نگهدار
یکی از طرفداران حسین تهی
نام آهنگ : بغض
خواننده : آرمین
ترانه سرا و آهنگساز : آرمین
تنظیم و میکس و مستری : شاهین
سبک : پاپ
نوازندگان گیتار الکتریکی : آرمین ویولون : پویان تار :امیر
* برای دانلود آهنگ لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید . . . . . . . . .
نام آهنگ : میدونم که اشتباه بود ...
خواننده : آرمین
ترانه سرا و آهنگساز : آرمین
تنظیم و میکس و مستری : آرمین
* برای دانلود آهنگ لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید . . . . . . . . .
برای دانلود آهنگ های من و وبلاگ اول باید در قسمت عضویت عضو شده و لینکهای آن به آدرس ایمیلتان ارسال میشود.
پرتو تابان
در آن ستاره كسيست
كه نيمه شبها همراه قصههاي من است
ستارههاي سرشك مرا، كه ميبيند
به رمز و راز و نگاه و اشاره ميپرسد
كه آن غبار پريشان چه جاي زيستن است؟
در آن ستاره كسيست
لطفا برای دیدن بقیه شعر به ادامه مطلب بروید
شعر زیبای حمید مصدق
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
...
جواب زیبای فروغ فرخ زاد
من به تو خندیدم
چون كه می دانستم
...
بقیش در ادامه ی مطلب ...!
بسترم
صدف خالی يك تنهايی است
و تو چون مرواريد
گردن آويز كسان ديگری ...
هوشنگ ابتهاج
سپهر تيره دامان زرافشاند سپيده سر زد و مرغ سحر خواند
چه شبها رفت و آغوشم تهی ماند شبی گفتی به آغوش تو آيم
چه روزهايي خوب
كه در من و تو گل آفتاب مي روييد
به شهر شهره شعرو شراب می رفتيم
به كهكشان پر از آفتاب می رفتيم
قلندرانه
- گريبان دريده تا دامن
به آستانه « حافظ»
- خراب مي رفتيم
***
و چشمهای تو با من هميشه مي گفتند :
(( رها شو از تن خاكی
(( از اين خيال كه در خيل خوابها داری
(( مرا به خواب مبين
(( بيا به خانه من،
- خوب من -
به بيداری !))
به اين فسانه شيرين به خواب مي رفتيم
و چشمهای سياهت سكوت مي آموخت .
ز چشمهای سياهت هميشه مي خواندم
به قدر ريگ بيابان دروغ مي گويی
درون آن برهوت
اين من و تو « ما » مبهوت
فريب خورده به سوی سراب مي رفتيم
ای عشق، شكسته ايم، مشكن ما را
اينگونه به خاك ره ميفكن ما را
ما در تو به چشم دوستی مي بينيم
ای دوست مبين به چشم دشمن ما را
عید نوروز سال ۸۹ مبارک
آرمین
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!
(در صورت مشاهده ادامه ی مطلب برای گرفتن کد عبور میتوانید با )
تفاوت
(ادامه مطلب در صورت تایید من امکان پذیر است)
مهمان آتش
بوسه
يعني وصل شيرين دو لببوسه
يعني خلسه در اعماق شببوسه
يعني مستي از مشروب عشقبوسه
يعني اتش و گرماي تببوسه
يعني لذت از دلدادگيلذت از شب لذت از ديوانگي
بوسه
يعني حس طعم خوب عشقطعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه
اغازي براي ما شدنلحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه
سر فصل کتاب عاشقيبوسه
رمز وارد دلها شدنآهنگ با كيفيت MP3 320
خدایا (تیتراژ سریال دلنوازان)
آهنگ با كيفيت MP3 256
خدایا (تیتراژ سریال دلنوازان)
آهنگ با كيفيت MP3 192
خدایا (تیتراژ سریال دلنوازان)
آهنگ با كيفيت 64 OGG
خدایا (تیتراژ سریال دلنوازان)
آهنگ با كيفيت 20 WMA
خدایا (تیتراژ سریال دلنوازان)
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست
دیدار تلخ
به زمین می زنی و می شکنی
عاقبت شیشه ی امیدی را
سخت مغروری و می سازی سرد
در دلی،آتش جاویدی را
دیدمت،وای چه دیداری،وای
این چه دیدار دل آزاری بود
بی گمان برده ای از یاد آن عهد
که مرا با تو سر و کاری بود
این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی زِمن و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم
باز لبهای عطش کرده ی من
عشق سوزان ترا می جوید
می تپد قلبم و با هر تپشی
قصه ی عشق ترا می گوید
بخت اگر از تو جدایم کرده
می گوشایم گره از بخت،چه باک
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سراپرده ی خاک
خلوت خالی و خاموش مرا
تو پر از خاطره کردی،ای مرد
شعر من شعله ی احساس من است
تو مرا شاعره کردی،ای مرد
آتش عشق به چشمت یکدم
جلوه ای کرد و سرابی گردید
تا مرا واله و بی سامان دید
نقش افتاده بر آبی گردید
سینه ای،تا که بر آن سر بنهم
دامنی،تا که بر آن ریزم اشک
آه،ای آنکه غم عشقت نیست
می برم بر تو و بر قلبت رشک
به زمین می زنی و می شکنی
عاقبت شیشه ی امیدی را
سخت مغروری و می سازی سرد
در دلی،آتش جاویدی را
سپیده ی عشق
آسمان همچو صفحه ی دل من
روشن از جلوه های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خواب است
خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر به روی دفتر خویش
تن صدها ترانه می رقصد
در بلور ظریف آوایم
لذتی ناشناس و رؤیا رنگ
می دود همچو خون به رگهایم
آه...گویی زِ دخمه ی دل من
روح شبگرد مه گذر کرده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده
بر لبم شعله های بوسه ی تو
می شکوفد چو لاله،گرم نیاز
در خیالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله ی راز
ناشناسی درون سینه ی من
پنجه بر چنگ و رود می ساید
همره نغمه های موزونش
گوییا بوی عود می آید
آه...باور نمی کنم که مرا
با تو پیوستنی چنین باشد
نگه آن دو چشم شور افکن
سوی من گرم و دلنشین باشد
بی گمان زآن جهان رؤیایی
زهره بر من فکنده دیده ی عشق
می نویسم به روی دفتر خویش
((جاودان باشی ای سپیده ی عشق))
ای همسفر رفتی برو با خود ببر این یادگار
تا که باشم در یاده تو وقتی رفتی از این دیار
شاید بازم ببینمت تا که بازم با هم بشیم
تو جاده های انتظار منو تنها جا نذار
ما در ظلمتیم
بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت
ما تنهاییم
چرا که هرگز کسی ما را جانب خود نخواند
ما خاموشیم
زیرا که دیگر هیچ گاه به سوی شما باز نخواهیم آمد
و گردن افروخته
بدان جهت که به هیچ چیز اعتماد نکردیم بی آن که بی اعتمادی را دوست داشته باشیم